01

BPC-157: مروری علمی بر پپتید ترمیم‌کننده بافت — مکانیسم، شواهد و محدودیت‌ها

چکیده

157BPC («ترکیب محافظ بدن»،  157Compound Protection Body) پپتیدی مصنوعی متشکل از ۱۵ اسیدآمینه است که توالی آن برگرفته از بخشی از یک پروتئین طبیعی موجود در شیره معده انسان است. بیش از سه دهه پژوهش پیش‌بالینی — بیش از صد مطالعه منتشرشده در مدل‌های حیوانی و آزمایشگاهی — اثرات ترمیمی این مولکول را در تاندون، رباط، مخاط گوارش، عصب محیطی و عروق نشان داده است.

با این حال، نکته‌ای که هر خواننده باید از همان ابتدا بداند این است: شواهد انسانی 157BPC  هنوز بسیار محدود، پراکنده و فاقد کارآزمایی تصادفی‌شده کنترل‌دار (RCT) است. وضعیت قانونی و نظارتی این پپتید نیز در سال ۲۰۲۶ در حال تغییر و همچنان نامشخص است. هدف این مقاله ارائه هر دو روی سکه — پتانسیل علمی و محدودیت‌های واقعی — در کنار هم است، نه صرفاً یکی از آن‌ها.

157BPC

۱. منشأ و ساختار شیمیایی

157BPC  نخستین بار توسط تیم تحقیقاتی دکتر پردراگ سیکیریچ (Predrag Sikirić) در دانشگاه زاگرب کرواسی شناسایی و مطالعه شد؛ گروهی که بیش از سه دهه است پژوهش روی این مولکول را ادامه می‌دهد. این پپتید زنجیره‌ای پایدار از ۱۵ اسیدآمینه است که برخلاف اغلب پپتیدها، نسبت به گوارش آنزیمی دستگاه گوارش تا حدی مقاوم است — ویژگی‌ای که از نظر زیستی قابل‌توجه است، هرچند به معنای زیست‌دسترسی بالای مسیر خوراکی در انسان نیست؛ این موضوع هنوز به‌طور کامل در انسان اندازه‌گیری نشده است.

نام اختصاری BPC (Compound Protection Body) اشاره به مشاهدات اولیه محققان دارد که نشان می‌داد این مولکول در مدل‌های حیوانی طیف گسترده‌ای از بافت‌ها را در برابر آسیب محافظت می‌کند.

۲. مکانیسم‌های زیستی مطرح‌شده (بر پایه مطالعات پیش‌بالینی)

پیش از ورود به جزئیات، تأکید بر یک نکته ضروری است: آنچه در این بخش می‌آید عمدتاً از مدل‌های حیوانی (بیشتر موش صحرایی و موش) و مطالعات آزمایشگاهی به‌دست آمده و ترجمه مستقیم آن به فیزیولوژی انسان هنوز اثبات‌نشده است.

الف) بافت اسکلتی‌عضلانی (تاندون، رباط، عضله، استخوان)

مطالعات حیوانی نشان داده‌اند 157BPC  می‌تواند بیان گیرنده‌های عامل رشد — به‌ویژه VEGF (عامل رشد اندوتلیال عروقی) — را افزایش دهد و از این طریق رگ‌زایی (آنژیوژنز) و در نتیجه ترمیم تاندون‌های آسیب‌دیده را در موش صحرایی تسریع کند. یافته‌های مشابهی در ترمیم پارگی عضله، شکستگی استخوان و آسیب رباط نیز در مدل‌های حیوانی گزارش شده است.

ب) دستگاه گوارش

از آنجا که این پپتید در شیره معده شناسایی شد، بخش عمده‌ای از پژوهش‌های اولیه به اثرات گوارشی آن اختصاص دارد. در مدل‌های حیوانی، 157BPC  ترمیم زخم معده را تسریع کرده، نفوذپذیری روده را کاهش داده، و در برخی مدل‌های جونده حتی آسیب مخاط گوارش ناشی از داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی (NSAIDs) را معکوس کرده است.

ج) سیستم عصبی محیطی

یافته‌های حیوانی نشان‌دهنده تسریع بازسازی عصب محیطی و در برخی مدل‌ها بازگشت عملکرد حرکتی پس از قطع عصب هستند. پژوهش روی اثرات سیستم عصبی مرکزی هنوز مقدماتی‌تر و کمتر مستند است.

د) عروق و قلب

157BPC  در مدل‌های حیوانی به‌عنوان محرک آنژیوژنز شناخته می‌شود و برخی مطالعات اثر محافظتی مستقیم روی بافت قلب را نیز گزارش کرده‌اند.

هـ) التهاب

یک یافته مکرر در ادبیات پیش‌بالینی، توانایی این پپتید در تعدیل — و نه سرکوب کامل — پاسخ التهابی است؛ نکته‌ای که از منظر ایمنی نظری اهمیت دارد.

نکته مهم: این مکانیسم‌ها عمدتاً بر پایه مطالعات حیوانی‌اند. مسیرهای مولکولی دقیق در انسان، رابطه دوز-پاسخ انسانی، و فارماکوکینتیک انسانی هنوز به‌خوبی شناخته‌شده نیستند.

۳. سطح شواهد: تفکیک دقیق داده‌های حیوانی از انسانی

این بخش شاید مهم‌ترین بخش این مقاله باشد، چرا که بسیاری از منابع تبلیغاتی آنلاین درباره 157BPC  این تفکیک را محو می‌کنند.

داده‌های حیوانی / پیش‌بالینی

بیش از صد مطالعه منتشرشده در سه دهه گذشته — حجم قابل‌توجهی از شواهد نسبتاً سازگار در مدل‌های جونده.

داده‌های انسانی (تا اوت ۲۰۲۶)

  • یک کارآزمایی فاز ۱ (شناسه 02637284NCT) در سال ۲۰۱۵ توسط شرکت PharmaCotherapia با ۴۲ داوطلب سالم ثبت شد، اما در سال ۲۰۱۶ بدون انتشار نتایج و بدون توضیح عمومی متوقف شد. این یک شکاف شفافیت مهم در پرونده علمی این پپتید است.

  • یک مطالعه آزمایشی ایمنی کوچک (Lee & Burgess) که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، تزریق وریدی تا ۲۰ میلی‌گرم را در تنها دو بزرگسال سالم بررسی کرد و بدون عارضه جدی گزارش شد. حجم نمونه این مطالعه (۲=n) بسیار کوچک است و نمی‌تواند مبنای نتیجه‌گیری ایمنی در سطح جمعیت باشد.

  • چند مطالعه گذشته‌نگر بدون گروه کنترل و بدون کورسازی — از جمله بررسی‌ای بر ۱۶ بیمار با درد زانو (۲۰۲۱) و بررسی‌ای بر ۱۲ بیمار با سیستیت بینابینی (۲۰۲۴) — بهبود گزارش‌شده توسط بیماران را نشان داده‌اند، اما فقدان گروه کنترل و کورسازی امکان نتیجه‌گیری علّی را از بین می‌برد.

  • گزارش‌هایی از آغاز یک کارآزمایی فاز ۲ برای کولیت اولسراتیو وجود دارد، اما تا زمان تدوین این مقاله نتایج آن به‌صورت رسمی و کامل منتشر نشده است؛ این مورد نیازمند پیگیری و راستی‌آزمایی مستقیم شماست.

  • دو مرور نظام‌مند منتشرشده در سال ۲۰۲۵ (از جمله یکی در حوزه طب ورزشی) به این نتیجه رسیده‌اند که شواهد انسانی موجود برای صدور توصیه بالینی کافی نیست و به کارآزمایی‌های تصادفی‌شده کنترل‌دار واقعی نیاز است.

جمع‌بندی این بخش: تا اوت ۲۰۲۶، هیچ کارآزمایی تصادفی‌شده، کنترل‌دار و کورشده‌ای از 157BPC  در انسان برای هیچ اندیکاسیونی منتشر نشده است. این یک محدودیت واقعی است، نه یک جزئیات فرعی.

۴. یافته‌های منفی، محدودیت‌ها و نگرانی‌های نظری

  • فقدان RCT انسانی برای هیچ اندیکاسیونی (شرح کامل در بخش ۳).

  • شکاف شفافیت در کارآزمایی فاز ۱ متوقف‌شده: توقف بدون انتشار نتایج، ارزیابی مستقل ایمنی و فارماکوکینتیک انسانی را دشوار کرده است.

  • کیفیت نامشخص منابع بازار خاکستری: با توجه به وضعیت نظارتی توضیح‌داده‌شده در بخش ۵، بخش بزرگی از عرضه این پپتید از منابع «فقط برای تحقیق» (Research Use Only) تأمین می‌شود که در آن‌ها خلوص، عقیم‌بودن و دقت دوز تضمین‌شده نیست — این یک خطر بالینی واقعی و مستقل از خودِ مولکول است.

  • نگرانی نظری سرطان/آنژیوژنز: به دلیل خاصیت رگ‌زایی این پپتید، این سؤال علمی مشروع مطرح شده که آیا می‌تواند نظراً رشد تومور را تسهیل کند. در مطالعات حیوانی موجود، شاهدی از تحریک رشد تومور دیده نشده و برخی مطالعات حتی اثر ضدتوموری گزارش کرده‌اند، اما در غیاب مطالعات انکولوژی انسانی، این همچنان یک نگرانی نظری باز است. مصرف در بیماران مبتلا به بدخیمی فعال باید به‌طور کامل اجتناب یا صرفاً با مشاوره تخصصی گسترده در نظر گرفته شود.

۵. وضعیت نظارتی و قانونی (به‌روزرسانی تا ۸ اوت ۲۰۲۶)

وضعیت نظارتی  157BPC در ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ بسیار سیال است و توصیه می‌شود پیش از هرگونه تصمیم بالینی یا محتوایی، آخرین وضعیت مستقیماً بررسی شود.

سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)

  • در سال ۲۰۲۳، FDA به دلیل «نگرانی‌های ایمنی قابل‌توجه»  157BPC را در فهرست دسته ۲ (Category 2) مواد اولیه فهرست ۵۰۳A قرار داد؛ این طبقه‌بندی عملاً داروخانه‌های ترکیبی مجاز (compounding pharmacies) را از تهیه قانونی این پپتید برای بیماران منع کرد.

  • در ۱۵ آوریل ۲۰۲۶، FDA این پپتید (همراه با 500TB و 1295CJC) را از دسته ۲ خارج کرد، اما آن را به دسته ۱ (فهرست مجاز) نیز اضافه نکرد. در نتیجه  157BPC اکنون در یک منطقه خاکستری نظارتی قرار دارد: نه صریحاً ممنوع است و نه رسماً مجاز؛ همچنان دارویی تأییدنشده توسط FDA است و مونوگراف USP/NF ندارد.

  • در ۲۳ و ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶، کمیته مشورتی ترکیب داروخانه‌ای FDA (PCAC) با رأی ۸ به ۶ (و یک رأی ممتنع) افزودن  157BPC به فهرست مجاز ۵۰۳A را توصیه کرد — نکته قابل‌توجه اینکه این رأی برخلاف توصیه کارشناسان داخلی خودِ FDA بود که مخالفت با هر هفت پپتید بررسی‌شده را توصیه کرده بودند. این رأی مشورتی و غیرالزام‌آور است؛ مسیر تصویب نهایی (شامل اطلاعیه رسمی پیشنهاد قانون‌گذاری و دوره اظهارنظر عمومی) هنوز طی نشده و می‌تواند ماه‌ها به طول بیانجامد.

  • جمع‌بندی تا تاریخ این مقاله: ترکیب دارویی قانونی  157BPC در ایالات متحده هنوز بازیابی نشده است.

آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (WADA)

از سال ۲۰۲۲،   157BPC در فهرست ممنوعه WADA تحت رده 0S (مواد تأییدنشده) قرار دارد و مصرف آن برای ورزشکاران تحت نظارت WADA — هم در زمان مسابقه و هم خارج از آن — به‌طور کامل ممنوع است و هیچ معافیت درمانی (TUE) برای آن صادر نمی‌شود. این پپتید در ادرار تا حداقل ۷۲ ساعت قابل ردیابی است و موارد محرومیت ورزشکاران به دلیل مصرف آن گزارش شده است. این نکته برای هر ورزشکار یا مربی که این مقاله را می‌خواند حیاتی است.

وضعیت در ایران

چارچوب نظارتی سازمان غذا و داروی ایران برای پپتیدهای ترکیبی/تحقیقاتی مستقل از چارچوب FDA و WADA است. این بخش به‌طور صریح نیازمند تأیید و تکمیل شماست پیش از انتشار، تا جایگاه قانونی واقعی   157BPC برای داروخانه‌های ترکیبی و پزشکان در ایران به‌درستی و بر اساس مقررات داخلی به‌روز منعکس شود.

۶. ایمنی

پروفایل ایمنی   157BPC در مطالعات حیوانی در طیف وسیعی از دوزها نسبتاً مطمئن گزارش شده است: سمّیت اندام قابل‌توجهی مشاهده نشده و سرکوب محور هیپوتالاموس-هیپوفیز مشابه هورمون‌های برون‌زا گزارش نشده است.

با این حال، همان‌طور که در بخش ۳ گفته شد، داده ایمنی انسانی به‌شدت محدود است (اساساً یک مطالعه با دو نفر به‌علاوه گزارش‌های غیرکنترل‌شده). این کافی نیست تا بتوان ادعاهای اطمینان‌بخش ایمنی در سطح جمعیت انسانی مطرح کرد. ریسک‌های عملی اصلی در حال حاضر بیشتر مرتبط با کیفیت نامشخص منبع (خلوص، عقیم‌بودن، دقت دوز در بازار غیررسمی/تحقیقاتی) است تا خودِ مولکول.

  157BPC نباید بدون نظارت پزشکی مصرف شود؛ در بیماران مبتلا به بدخیمی فعال باید اجتناب یا صرفاً با مشاوره تخصصی گسترده در نظر گرفته شود؛ و با توجه به وضعیت نظارتی توضیح‌داده‌شده در بخش ۵، هرگونه استفاده بالینی باید همراه با آگاهی کامل بیمار از سطح واقعی شواهد و وضعیت قانونی صورت گیرد.

۷. جمع‌بندی

  157BPC یکی از پرمطالعه‌ترین پپتیدهای ترمیمی در ادبیات پیش‌بالینی است و مکانیسم‌های زیستی پیشنهادی آن — از تحریک آنژیوژنز تا تعدیل التهاب — از نظر علمی قابل‌قبول (plausible) هستند. اما فاصله میان این حجم قابل‌توجه شواهد حیوانی و شواهد انسانی همچنان بسیار زیاد است، و وضعیت نظارتی آن نیز در حال حاضر نامشخص و در حال تحول است. مسئولیت حرفه‌ای یک منبع علمی این است که این فاصله را پنهان نکند.

هر تصمیم بالینی درباره   157BPC باید توسط پزشک، با آگاهی کامل بیمار از سطح واقعی شواهد، وضعیت قانونی، و ریسک‌های مرتبط با کیفیت منبع، اتخاذ شود.